![]() |
![]() |
|
| تقدیم به جوانان آسمانی سخت کوش هلال احمر |
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 10:1 قبل از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست... مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود ٬ موش لب هایش را لیسید و با خود گفت : کاش یک غذای حسابی باشد.... اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود!
اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تکان داد و گفت : « من که تا حالا ندیده ام یک گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای کرد ودوباره مشغول چریدن شد
بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد و از بیمارستان مرخص شد اما با این حال هنوز تب داشت.... زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست ..»
روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد تا این که یک روز صبح ، در حالی که از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاک سپاری او شرکت کردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند....
اگر شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد ، کمی بیشتر فکر کن ؛ شاید خیلی هم بی ربط نباشد ...!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
معلم يک کودکستان به بچه های کلاس گفت:
که می خواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام يک کيسه پلاستيکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهايی که از آنها بدشان می آيد،از هر میوه ای که دوست دارند بريزند و با خود به کودکستان بياورند. فردا بچه ها با کيسه های پلاستيکی به کودکستان آمدند.
در کيسه بعضی ها دو,بعضی ها سه،و بعضی ها پنج,میوه بود
روزها به همين ترتيب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکايت از بوی میوه های گنديده. به علاوه،آن هايی که میوه های بيشتری داشتند از حمل آن بار سنگين خسته شده بودند. پس از گذشت دو هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
بوی بد کينه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنيد. حالا که شما بوی بد میوه ها را فقط برای دو هفته نتوانستيد تحمل کنيد... پس چطور می خواهيد بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنيد؟ با همدیگر دوست باشیم برای همیشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:40 بعد از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
دختران ای فرشته ها وستاره های زمینی روزتان مبارک.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
میلاد کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) رابه ساحت ملکوتی صاحب الزمان و
حضرت موسی بن جعفر وامام علی بن موسی الرضا مرتضی تبریک وتهنیت عرض مینمایم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
طاعات و عبادات قبول حق تعالی.عید سعید فطر بر تمامی عاشقان الله مبارک باد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:3 قبل از ظهر توسط پروانه اسمعیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
88/10/01 - 88/10/30 88/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 87/12/01 - 87/12/30 |
| پیوندها |
|
جمعیت هلال احمرجمهوری اسلامی ایران هلال دوستی کانون هلال احمردانشگاه قم جمعیت هلال احمر استان قم هلال احمر دانشجویان قم |
|
RSS
|